والااااااا....

یک مکالمه تلفنی جالب
                                                                             

چند مرد در رختکن يک باشگاه ورزشى مشغول لباس پوشيدن بودند که تلفن یکیشون که روى نيمکت بود زنگ زد.

مرده گوشى را برداشت، دکمه  صداى بلند آن را فعّال کرد و شروع به حرف زدن کرد. توجه بقيه هم به مکالمه  تلفنى او جلب شد.


مرد: سلام


زن: عزيزم، منم. تو هنوز توى باشگاهى؟


مرد: آره


زن: من الان توى مرکز خريد هستم. اينجا يک مغازه، پالتو پوست خيلى قشنگى داره

که قيمتش  سه ميليون  تومنه. از نظر تو اشکالى نداره بخرم؟



مرد: چه اشکالى داره؟ اگه خوشت اومده بخر.


زن: ضمناً از جلوى يک ماشين فروشى رد شدم. يک بنز2007 خيلى خوشگل گذاشته بود پشت ويترين.


مرد: چند بود؟



زن: 45 ميليون تومن


مرد: باشه، بخرش. فقط مطمئن شو که دست اول باشه


زن: عالى شد! آخرين چيز هم اين که اون خونه‌اى که پارسال ديديم يادته؟ صاحبش

حالا راضى شده  نهصدو پنجاه ميليون تومن بفروشدش.



مرد: بهش بگو نهصد ميليون. فکر کنم قبول کنه. ولى اگه هيچ جورى قبول نکرد.پنجاه ميليون اضافه‌ش را هم بده.خونه  خيلى خوبيه.



زن: باشه. خيلى ممنون. دوستت دارم عزيزم. مى‌بينمت.


مرد: خداحافظ! مواظب خودت باش.

 
مرد تلفن را قطع کرد. بقيه  مردها در رختکن باشگاه هاج و واج به او نگاه مى‌کردند و دهنشان باز مونده بود.


مردى که تلفن را جواب داده بود لبخندى زد و پرسيد:

اين تلفن موبايل مال کى بود؟       

                                                                                                                 


سخنی بسیار پند آموز


       
                                                                                   
http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها                                         http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها                                http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها                               

برای همه انسان ها احترام قائل باشیدحتی کسی که موقعیت اجتماعی

خوبی نداره (به اصطلاح تو چشم نمی یاد) شاید اون از اولیاء خدا باشد

استادعارف دکترابوالفضل بهرام پور

                                                                                                 

ذکر روز جمعه فراموش نشه


دعای قنوت ایت الله بهجت(ره)





ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار و عذاب القبر

برحمتک یا ارحم الراحمین


دوستان از بس برامون عزیز و گرامی هستین گذاشتیم تا  اگر خواستید ازاین به بعد عذاب القبرشو تو  دعای دستتون اضافه کنید  انشاءالله مستجابه



بسم الله الرحمن الرحیم خدا : واین کار بر من آسان است



سلام دوستان گرامی دیشب که مطلب "در موقع درخوست از خداوند این چنین باش" رو تو وبلاگ گذاشتم مرکز روتعطیل کردم داشتم با تاکسی می رفتم منزل که یاد داستان حضرت زکریا(ع) و دعای او برای فرزنددارشدن در سوره مبارکه مریم افتادم که وقتی حضرت زکریا(ع) از خداوند طلب فرزند کرد و خداوند دعای او را مستجاب کرد وبه او مژده فرزند پسری را داد زکریا با تعجب به خدا گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنكه زنم نازااست و من از سالخوردگى ناتوان شده‏ام ؟!پروردگار به

او گفت



"و هُوَ عَلیّ هَیّن"

و این کاربر من آسان است.


دوستان باید به این ایمان داشته باشیم که هیچ مانعی نمی تواند در برابر قدرت الهی عرض اندام کند


البته درادامه داستان استجابت دعای زکریا(ع) خداوند در قرآن می گوید برای این ما دعای زکریا(ع) را مستجاب کردیم که او وهمسرش بر انجام کار خیر سبقت می گیرند و قرآن برای توصیف او وهمسرش در این رابطه عبارت فستبقوالخیرات را استفاده کرده



دوستی با وفا به من گفت "در موقع درخواست از خداوند این چنین باش"






 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

چندی پیش دوستی به من آموخت هنگام درخواست از خداوند به نداشته هایت فکر

نکن که من چنینم و چنان و ایا با این شرایط خدا جواب منو میده؟!نه در لحظه مناجات

به این فکر کن که خدا خیلی بزرگ و کریمه او به من گفت  لیسک دادن به یک بچه

کوچک خیلی راحته ، او  تمام خواسته های ما را از کوچک و بزرگ در برابر

قدرت و توانایی بی انتهای خداوند به  درخواست یک لیسک از یک کریم تشبیه

کرد یعنی درخواستهای ما هرچند در ذهن خودمان بزرگ باشند در برابر قدرت

خداوند هیچ است!!!


اون گفت خواستن ها باهم فرق میکنه مهم اینه که توچجوری و با چه باوری

از  خدا مسئلت کنی وگرنه دادن یک لیسک که برای یک کریم کاری نداره.


این جا بودکه باخودم گفتم چقدر خجالت آورست که انسان موقع درخواست

از خداوند ناامید باشد.


همچنین گفت هنگام درخواست از خداوند روی  داشته هایت نیز حساب باز نکن.

و من از آن به بعد متوجه شدم که با چه احساس و باوری  درمحضر خدای

قدرتمند و توانا خواسته هایم را مطرح کنم.


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

همکار گرامی سرکارخانم ظروفچیان


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بسمه تعالی


 " پشت دریا شهریست" که یک دوست" در آن جا دارد"
"هر کجا هست"، به هر فکر"، به هر کار"، به هر حال"، عزیز است"خدایا تو نگهدارش باش"

پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

استاد ارجمند "خانم ظروفچیان" عزیز.


چه غرورآفرینند آن عزیزانی که "در کمال صداقت و درستکاری" بهترین سال های عمر

 خود را در سنگر خدمت گذراندند و درجهت تحقق اهداف شرکت،" خالصانه از هیچ

کوششی دریغ نورزیدند" و با پذیرش غم و شادی و با توکل به ایزد منان در کنار سایر

همسنگران از جان و مال خود گذشتند و "اینک با کوله باری از تجربه سنگر را به

دیگران می سپارند."


"اکنون که به افتخار بازنشستگی نایل آمده اید، شایسته است از زحمات بی دریغ،

مساعی ارزشمند و اهتمام ویژه جنابعالی در طول مدت خدمت تشکر وقدردانی

 نموده،
"توفیق روزافزون شما و خانواده گرانقدرتان را از درگاه احدیت مسئلت نمائیم

امید است در پرتو عنایات حق همواره در کلیه شئون زندگی موفق ومؤید باشید.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

smileys
 "از طرف وجیهه وفرشته مهربون."

بارون پاییزی مشهد مقدس


باران می بارد به حرمت کداممان، نمی دانم!؟

من همین قدر می دانم؛

باران صدای پای اجابت است؛

و خدا با همه جبروتش دارد ناز می خرد؛

نیاز کن ..















ادامه نوشته

شوخ طبعی یک رزمنده ایرانی تا لحظه آخر !!!

مصاحبه گر :

ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود روی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین

رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشو میزد ازش پرسیدم این

لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت:از مردم کشورم میخوام وقتی

برای خط کمپوت میفرستن،عکس روی کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط میشه

برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت...اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه افتاده


شعر "دختری دلش شکست"

دختری دلش شکست

رفت و هرچه پنجره

رو به نور بود بست

رفت و هرچه داشت

یعنی آن دل شکسته را

توی کیسه ی زباله ریخت

پشت در گذاشت

صبح روز بعد

رفتگر

لای خاکروبه ها یک دل شکسته دید

ناگهان

توی سینه اش پرنده ای تپید

چیزی از کنار چشم های خسته اش

قطره قطره بی صدا چکید

رفتگر برای کفتر دلش

آب و دانه برد

رفت و تکه های آن دل شکسته را به

خانه برد

 
سال ها ست

توی این محله با طلوع آفتاب

پشت هر دری

یک گل شقایق است

چون که مرد رفتگر

سال ها ست

عاشق است

عرفان نظرآهاری

از کتاب "چای با طعم خدا"


روانشناسی چت کردن



احتمال سازمان یافته بودن برخی اعمال در چت روم ها دور از انتظار نیست



     احتمال سازمان یافته بودن برخی اقدامات در چت روم ها به طور مطلق رد نمی شود چرا که با

بررسی های  مکرر مشاهده شده که به صورت همزمان چندین ای دی مختلف با عبارات مختلف ، ولی

اهداف مشابه با وبکم های روشن به چت روم های متفاوت آمده و به طور مکرر اقدام به خروج و ورود به

سایر روم ها هستند و با ارسال پیام های عمومی درشت در روم اصلی ، دیگران از جنس مخالف را

دعوت به دیدن وبکم های غیر اخلاقی  خود نموده ( پیشنهاد اعمال غیر اخلاقی داده) و در قبال آن 

تقاضای دریافت  شارژ یا پول می کنند ،و برای ساعتها به این کار وقیحانه خود ادامه داده و حتی به وعده

غیر اخلاقی خود با بی باکی گستاخانه نیز عمل نموده و اجازه دیدن تصاویر برهنه و مستحجن خود در

وبکم آنلاین را با دریافت مبلغ ناچیزی مانند هزار تومان شارژ ، می دهند  و عمدا" فضا را نزد خارجی ها ،

اینگونه جلوه می دهند که گویی ایرانیان از گرسنگی و فقر اقدام به خود فروشی در دنیای مجازی

مینمایند ،و یا پیامهایی حاوی داشتن همکار در استانها و شهر های مختلف کشور با در آمد بالا  مبنی بر

انجام امور غیر اخلاقی ارائه داده و باعث تحریک جنسی نوجوانان می گردند !

   
ادامه نوشته

آخ جون عیدی


ذکر روز جمعه


عید غدیر خم بر همه مبارک باد



تفسیر حدیث معصوم در کلام رهبری